خرید بک لینک

درباره سایت

سرگریچ-حسن آباد

***خوش آمدید*** خیلی ممنون ازاینکه وبلاگ مارابرای دیدن انتخاب کردید. خوشحال میشم نظرات خودرابرای ماارسال کنیدواگه دوست داشتیدبه ما امتیازبدهید. باتشکر.
تماس بامدیروبلاگ تماس با ما . . .
فال انبیاء

فال انبیاء

.

امکانات وب


اÙx86تخاب بÙx87ترÙx8aÙx86 Ùx88بÙx84اگ Ùx85اÙx87

اÙx84Ùx81 بÙx8fÙx88دÙx85 ز عشÙx82 داÙx84 گشتÙx8fÙx85

شکر بÙx88دÙx85 بÙx87 زÙx87ر Ùx85ار گشتÙx8fÙx85

Ú¯Ùx84Ûx8c بÙx88دÙx85 Ùx85Ûx8cاÙx86 تازÙx87 Ú¯Ùx84Ùx87ا

بدست Ûx8cار Ùx86ادÙx88Ùx86 خار گشتÙx8fÙx85

تÙx88Ûx8cÛx8c Ùx86Ø®Ùx84 شکر بارÙx8fÙx85 دÙx84اÙx84Ùx87

اساس دارÙx88 Ùx86ادارÙx85 دÙx84اÙx84Ùx87

Ùx85Ùx88 Ú©Ùx87 سخت Ú©Ø´ دÙx88رÙx90 زÙx85Ùx88Ùx86Ùx85

تÙx88Ûx8cÛx8c Ùx85Ùx86Ø´Ùx88ر آزارÙx85 دÙx84اÙx84Ùx87

Ø´Ùx8eÙx88Ùx88Ùx86 تا سر سØxadر در اضطرابÙx85

خدا شاÙx87د Ú©Ùx87 بÛx8cدارÙx8fÙx85 دÙx84اÙx84Ùx87

زÙx8eÙx85Ùx90Ùx86Ùx87 Ú©Ûx8cد بÛx8c تÙx88 زÙx86دÙx87 Ùx85Ùx86دÙx86

بÙx87 Ùx81کر Úx86Ùx88بÙx87 دارÙx85 دÙx84اÙx84Ùx87

Ùx86دÙx87 Ùx84Ùx90Ùx81تÛx8c دگÙx87 Ú©Ùx88Ùx84 کرارت

Ú©Ùx87 تا Ùx85Øxadشر عزا دارÙx8fÙx85 دÙx84اÙx84Ùx87

ØxadÙx8eÙx84ا Ù¾Ûx8cØ´ Ùx87Ùx85Ùx87 Ø®Ùx88ارÙx8fÙx85 دÙx84اÙx84Ùx87

Ùx86Ú©Ùx86 Ú¯Ûx8cشتÙx87 تÙx88 آزارÙx85 دÙx84اÙx84Ùx87

-->-->--> Ùx85ارادرگÙx88Ú¯Ùx84 Ùx85ØxadبÙx88ب Ú©Ùx86Ûx8cد
-->-->-->
تصÙx88Ûx8cر رÙx88زÙx88بÙx84اگ -->-->-->--> -->-->-->
-->-->-->
Ùx85شخصات دستگاÙx87 Ø´Ùx85ا -->-->--> -->-->-->

-->-->-->--> Top Java Script in کدÙx87اÛx8c جاÙx88ا اسکرÛx8cپت -->-->-->

JavaScript Codes . -->-->-->
مردی به دربار خان زند می رود و با ناله و فریاد می خواهد تا کریمخان راملاقات کند. سربازان مانع ورودش می شوند. خان زند در حال کشیدن قلیان ناله و فریاد مرد را می شنود ومی پرسد ماجرا چیست؟ پس از گزارش سربازان به خان، وی دستور می دهد که مرد را به حضورش ببرند. مرد به حضور خان زند می رسد وکریم خان از وی می پرسد: "چه شده است چنین ناله و فریاد می کنی؟"

برچسب: نویسنده: yaser تاريخ: پنجشنبه 30 آذر 1391 ساعت: 23

پدر دستشو میندازه دوره گردنه پسرش میگه پسرم من شیرم یا تو؟پسر میگه : من..!پدر میگه : پسرم من شیرم یا تو؟!پسر میگه : بازم من شیرم…

برچسب: نویسنده: yaser تاريخ: 30 آذر 1391 ساعت: 15

غـروبـا میون هــفته بر سـر قـبر یه عاشـق یـه جوون مـیاد مـیزاره گـلای سـرخ شـقایـق بی صـدا میشکنه بغضش روی سـنـگ قبـر دلدار اشک میریزه از دو چـشـمش مثل بارون وقت دیدار زیر لب با گـریه مـیگه : مـهـربونم بیوفایـی رفتی و نیـسـتی بدونی چـه جـگر سـوزه جـدایی

برچسب: نویسنده: yaser تاريخ: پنجشنبه 30 آذر 1391 ساعت: 16

دختری زیبا متین و با وقارم ای پسر! عاشقم ـ مانند لیلی ـ بی قرارم ای پسر! نیستم اهل دروغ و عشوه و فیس و ادا بهتربن دختر میان روزگارم ای پسر! منشی ام در یک اداره-آخر رایانه ام دار قالی هم درون خانه دارم ای پسر ! گوش کن! تا با زبان مصرع دیگر به تو من بگویم که گرفته کار و بارم ای پسر! دال بر تعریف کردن گر نباشدت گویمت روی زین اسب خوشبختی سوارم ای پسر! مطلب آخر همین که بهترین دختر منم حیف که در زندگی شوهر ندرم ای پسر!

برچسب: نویسنده: yaser تاريخ: پنجشنبه 30 آذر 1391 ساعت: 12

آسمون دل مو تیره و تارن چه کنم؟ شو و روزم هموگی گرت و غبارن چه کنم؟ بن خلکم گشنه بغض چطو وازی کنم؟ کصه ی درد مون ای غربت یارن چه کنم؟ تو دک خاطر مو فتنه وپای گمونم لشکر محنت و غم کلشو دوارن چه کنم؟ اگه ای پرده نیایی دل مو تاو اگره مو دلم کوچک مث دلچه ی نارن چه کنم؟ تو خونه ت تو آسمون هفتم پیش خدا خونه ی حصیلی مو تو گدارن چه کنم؟ تو خودت دعا بکن تا که خدا رحمی بیه گمونم دعای مو کوچک و خوارن چه کنم؟

برچسب: نویسنده: yaser تاريخ: پنجشنبه 30 آذر 1391 ساعت: 12

ژلوفن دارویی است جزء دسته داروهای ضد التهایی غیر کورتونی که متاسفانه مصرف خودسرانه آن به شدت رواج پیدا کرده است!دکتر احمد رهنمای چیت ساز نایب رئیس انجمن داروسازان تهران در گفتگو باباشگاه خبرنگاران تعدادی از عوارض و مضرات این دارو را به شرح زیر عنوان نموده است:*آسیب به کبد: از آنجایی که این دارو در کبد متابولیزه می شود تا قابلیت جذب داشته باشد، بنابراین مصرف زیاد آن به کبد فشار می آورد و به آن آسیب میرساند.*آسیب به کلیه:دفع دارو از طریق کلیه صورت می گیرد و مصرف بیش از حد آن بر کلیه اثر میگذارد. چون دفع این دارو از طریق کلیه و به صورت ادرار است، مبتلایان به ناراحتی های خیلی شدید کلیه نیز نباید از این دارو استفاده کنند، همچنین کسانی که به ترکیبات آسپرین حساسیت دارند.*آسیب به معده: افرادی که مبتلا به زخم معده هستند نیز، ژلوفن برایشان مضر است.به طور کلی توصیه می شود تمامی داروهادر سه ماهه اول بارداری استفاده نشود. مصرف این دارو باعث بروز اختلالات جنینی می شود.**همچنین خطرناک برای افراد مبتلا به آسم، فشار خون (حجم خونشان را بالامی برد)، زخم معده یا کوليت، ناراحتی های خونیمثل هموفیلی و افرادی که مشکلات انعقادی دارند.همچنین افرادی که داروهای *آنتی دیابتيك* استفاده می کنند، نباید ژلوفن بخورند.. چرا که ژلوفن باعث افزایشاثر ضد قند داروهایشان می شود و افت ناگهانی قند و به دنبال آن بروز شوک رابه همراه دارد!

برچسب: نویسنده: yaser تاريخ: پنجشنبه 30 آذر 1391 ساعت: 11

سر جلسه امتحان نشستی هرچی تو کلته رو برگه خالی می کنی آخرش نصف صفحه هم پر نمی شه بعد یه نفر بلند می شه می گه آقا یه برگه دیگه بدین جا ندارم. اون لحظه می خوای صندلی رو از پهنا بکنی تو حلقش! دقت کردین تو سریال های ایرانی شب که میشه زن و شوهر شب اول عروسی دعواشون میشه و مرده میره رو کاناپه میخوابه ، فرداشم زنه میره آزمایشگاه میگن بارداری!!!!به این روش میگن گرده افشانی کردن!!! دانشمندان ایرانی با استفاده از روش مهندسی معکوس موفق به ساخت سرنشین بدون هواپیما شدند. یه بار تو یه جمعی بودم مامانم زنگ زد گفت : یه سوالی ازت می پرسم اونجا تابلو نکن ! فقط با اره یا نه جواب منو بده ! باشه ؟گفتم : باشه گفت: اوضاع اونجا چه جوریه ؟!!!!!!!!! موقع فوتبال نگاه کردن 80 دقیقه می نشینی چش تو چش تلویزیون هیچ اتفاقی نمی افته، یه دقیقه میری دستشویی، میای می بینی بازی دو دوتموم شده.

برچسب: نویسنده: yaser تاريخ: پنجشنبه 23 آذر 1391 ساعت: 11

تا چيزي را نپذيريم نمي توانيم آن را تغيير دهيم.((كارل يونگ)) روح و جان با خدمت كردن بيدار ميشوند.(( يونگ)) هر چيزي كه ما را خشمگين مي سازد،مي تواند ما را به خودآگاهي و شناخت بهتر خودمان هدايت كند.((كارل يونگ)) كسي كه به ظاهر و بيرون مي نگرد،در خواب است و آن كه درون را مي نگرد، آگاه و بيدار است.((كارل يونگ)) پرسشی كه هرگز بدان پاسخ داده نشده است و خود من نیز با وجود سی سال پژوهش و مطالعه برای آن پاسخی نیافته ام این است كه«خواسته ی زنان چیست؟»((زیگموند فروید))

برچسب: نویسنده: yaser تاريخ: چهارشنبه 22 آذر 1391 ساعت: 12

خواهرم ای دختر ایران زمیندر خیابان چهره آرایش مکن ..... از جوانان سلب آسایش مکنزلف خود از روسری بیرون مریز ..... در مسیر چشمها افسون مریزیاد کن از آتش و روز معاد ..... طره گیسو مده در دست بادخواهرم دیگر تو کودک نیستی ..... فاش تر گویم عروسک نیستیخواهرم ای دختر ایران زمین ..... یک نظر عکس شهیدان را ببینخواهرم این لباس تنگ چیست ؟ ..... پوشش چسبان رنگارنگ چیست ؟خواهرم اینقدر تنازی مکن ...... با اصول شرع لجبازی مکندر امور خویش سرگردان مشو ..... نوعروس چشم نامردان مشوپاسخ:ای فلانک خاک عالم بر سرت ..... گر چنین گویی سخن با خواهرتخواهر تو نیستم البته من ..... پس فزونتر از دهانت زر نزنچشم هیز و خوی بد ، فکر پلید ...... از دل هر مصرعت آمد پدیدزشتی دید و کلام ذات تو ..... هست پیدا در همه ابیات تواز خرد چون کم رسیده سهم تو ..... نیست زیبایی من در فهم توهم نگفته با تو هیچ آموزگار ..... هست طنازی به طای دسته دارهمچنین آرایش من ای عمو ..... در خیابان نیست ، کم یاوه بگوجای آرایش چه نزدیک و چه دور ..... سالن زیبایی است ای بیشعورمن لباس تنگ میپوشم ، بله ..... پوشش خوشرنگ میپوشم ، بلهمیشوم طناز و زیبا و ملوس ..... میخرامم در چمن چون نوعروسزلف خود ریزم برون از روسری ..... میکنم در چشم مردان دلبریطره گیسو دهم در دست باد ..... گوربابای تو و روز معاد

برچسب: اشعارمحلی, نویسنده: yaser تاريخ: دوشنبه 20 آذر 1391 ساعت: 0

«پسر برتر از دخترآمد پدید»پسراین جمله را گفتو چیزی ندیدنگو دخترک با یکی دسته بیلسر آن پسر راشکسته جمیلبگفتا: «جوابت نباشد جز ایننگویی دگرجملهای اینچنین!وگرنه سر و کار تو با من استکه دختر جماعتبه این دشمن است.»پسر اندکی هوشیاری بیافتسرش چون انار رسیدهشکافتپسر گفتش:«ای دختر محترمکه گفته که من ازشما بهترم؟!که دختر جماعت به کل برتر استز جن تا پریاز همه سرتر استپسر سخت بیجا کند، مرگ بیدکه برتر ز دختربیاید پدید!»پس آن ضربه خیلی نشد نا به جاکه یک مغزمعیوب شد جا به جا

برچسب: اشعدارمحلی, نویسنده: yaser تاريخ: دوشنبه 20 آذر 1391 ساعت: 0

ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست؟مدرک دیپلمم اینجاست ولی کار کجاست؟هر کجایی که من مدرک خود را بردمپاسخ این بود که یک پارتی پولدار کجاست؟روز و شب هر چه دویدم پی همسر گفتنداز برای چو تویی همسر و غمخوار کجاست؟پدر دختره تا دید مرا با فریادگفت اوٌل تو بگو درهم و دینار کجاست؟خانه در جردن و شمران چه داری بچه؟پست و عنوان و یا حجره و انبار کجاست؟ست الماس و گلوبند زمرد که به آنبکند دختر من فخر در انظار کجاست؟یک عدد بنز مدل 98 دو درتا کند فیس در آن در بر اغیار کجاست؟اعتیاد ار که نداری و سلامت هستیبرگی پاکی ژن از دکتر و بهیار کجاست؟هر چه فریاد زدم حرف مراکس نشنیدکه به دادم برسد؟ گوش بدهکار کجاست؟نیست چون بهر جوان عیب اکنون حمٌالمتوی میدان بکنم باربری، بار کجاست؟مدرک دیپلم خود را بفروشم به دو پولایهالناس بگویید خریدار کجاست؟

برچسب: نویسنده: yaser تاريخ: دوشنبه 20 آذر 1391 ساعت: 0

شلوارا کوتاهه، مانتوها چسبونهدوهزارتا لیلی واسه هر مجنونهمن چهقد خوشبختم همهچی آرومهمانتوها چسبونن، همهچی معلومه!بگو این آرایش تا ابد پابرجاسحالا که خطچشم تو نگاهت پیداس!من چهقد خوشبختم زندگی آسونهزندگی شیرینه همهچی ارزونههمهچی آرومه غصهها خوابیدنپول خوبی میدن واسهی زاییدن!ما چهقد خوشبختیم همهچی آرومهچهکسی بیکاره؟ چه کسی محرومه؟غول بدبختی رو غول خوشبختی خوردهرچی که مشکل بود همه رو لولو برد!قاضیا بیکارن زندونا تعطیلهپایهی میز کسی نیست کلی میلهشیشهی نوشابه جز واسه خوردن نیستکار وانت غیر از پرتقال بردن نیست!تو خیابون غیر از لیلی و مجنون نیستروی هیچ دیواری قطرههای خون نیستنیست اصلا سانسور سایتها فیلتر نیستتوی میزگردا پشت هم زرزر نیست!اونقَدَر خوشبختم اونقَدَر خوشحالمکه به بعضیجاها وازلین میمالم!زده زیر دلمون خوشی ِ افراطی...من نخوردم چیزی یا نکردم قاطی!این ترانهی قشنگ(همهچی آرومه)اثری از من نیست، اثر باتومه!

برچسب: نویسنده: yaser تاريخ: دوشنبه 20 آذر 1391 ساعت: 0

روزي جوان ثروتمندي نزد استادي رفت و گفت:عشق را چگونه بيابم تا زندگاني نيكويي داشته باشم؟استاد مرد جوان را به كنار پنجره بردو گفت: پشت پنجره چه ميبيني؟مرد گفت: آدمهايي كه ميآيند و ميروند و گداي كوري كه در خيابان صدقه ميگيرد.سپس استاد آينه بزرگي به او نشانداد و گفت: اكنون چه ميبيني؟مرد گفت: فقط خودم را ميبينم.استاد گفت: اكنون ديگران را نميتواني ببيني.آينه و شيشه هر دو از يك ماده اوليه ساخته شدهاند،اما آينه لايه نازكي از نقره در پشت خود دارد و در نتيجه چيزي جز شخص خود را نميبيني.خوب فكر كن!وقتي شيشه فقير باشد، ديگران را ميبيند و به آنها احساس محبت ميكند،اما وقتي از نقره يا جيوه (يعني ثروت) پوشيده ميشود، تنها خودش را ميبيند.اكنون به خاطر بسپار: تنها وقتي ارزش داري كه شجاع باشي و آن پوشش نقرهاي را از جلويچشمهايتبرداري تا بار ديگر بتواني ديگران را ببيني و همه را دوستشان بداري اينبار نه به خاطر خودت بلكه به خاطرخـــــــدا...آنگاه خواهي دانست كه:عشق يعني دوست داشتن ديگران .

برچسب: معنای عشق, نویسنده: yaser تاريخ: يکشنبه 19 آذر 1391 ساعت: 21

یکی بود ، یکی نبود. آن یکی که وجود داشت ، چه کسی بود؟ همان خدا بود وغیر از خدا هیچکس نبود. اینقصه را جدی بگیرید که غیر از خدا هیچکس نیست .روزی شیطان همه جا جار زد كه قصددارد از كار خود دست بكشد و وسایلش را با تخفیف مناسب به فروش بگذارد. او ابزارهای خود را به شكل چشمگیری به نمایش گذاشت. این وسایل شامل خودپرستی، شهوت، نفرت، خشم، آز، حسادت، قدرتطلبی و دیگر شرارتها بود.ولی در میان آنها یكی كه بسیار كهنه و مستعمل به نظر میرسید، بهای گرانی داشت و شیطان حاضر نبود آن را ارزان بفروشد.مردی از او پرسید: این وسیله چیست؟شیطان پاسخ داد:این نومیدی و افسردگیست.آن مرد با حیرت گفت: چرا این قدر گران است؟شیطان با لبخند مرموزش پاسخ داد: چون این مؤثرترین وسیله من است. هرگاه سایر ابزارهایم بیاثر میشوند، فقط با این وسیله میتوانم در قلب انسانها رخنه كنم و كاری را به انجام برسانم. اگر فقط موفق شوم كسی را به احساسنومیدی، دلسردی و اندوه وا دارم، میتوانم با او هر آنچه میخواهم بكنم. من این وسیله را در مورد تمامی انسانها به كار بردهام. به همیندلیل این قدر كهنه است....وَلاَ تَيْأَسُواْ مِن رَّوْحِ اللّهِ إِنَّهُ لاَ يَيْأَسُ مِن رَّوْحِ اللّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْكَافِرُونَ﴿ سوره یوسف آیه ۸۷﴾ ... و از رحمت خدا نوميد مباشيد زيراجز گروه كافران كسى از رحمت خدا نوميد نمى شود(۸۷)...دوای نا امیدی تقوا و صبر است که خداوند خویش این را وعده داده است که وعده خداوندتخلف ناپذیر است.پس به جای اینکه در ناامیدی عجز و ناله کنیم و از زمین و زمان شکایت کنیم بهتر استاز راهش واردبشویم و به سمتی حرکت کنیم که خداوند راهنمایی کرده است تا هر چه زودتر از این احساسناخوشایندرها بشویم....إِنَّهُ مَن يَتَّقِ وَيِصْبِرْ فَإِنَّ اللّهَ لاَ يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ﴿ سوره یوسف آیه ۹۰﴾... بى گمان هر كه تقوا و صبر پيشه كند خدا پاداش نيكوكاران را تباه نمى كند(۹۰(گر خمش باشی و سر پنهان کنیسر شود پیدا از آن سلطان بلیخامشی صبر آمد و آثار صبرهر فرج را می کشد از کان بلی

برچسب: نویسنده: yaser تاريخ: يکشنبه 19 آذر 1391 ساعت: 13

7jfj5h06lsfo2bmj5d2v.jpg 0mb2djcv34ifx4d0c3rr.jpg 4m0p4hoic7a0kh80h7o9.jpgyzarzksqq4lpn2uqgcr.jpg

برچسب: عکس ماشین,گالری عکس, نویسنده: yaser تاريخ: چهارشنبه 22 آذر 1391 ساعت: 12

آموزش ایروبیک سریع و آساناونـــا کــه میــمیرن مـیرن تــــو بــرزخ قـاطـی میشـن اهــل بهشت و دوزخ کـــار همـــــه اونجــــا بخـور بخـــوابــه تــــا روز آخــــر ، کــه حساب کتــابــه اونجــــــا یـــــــه سـیستم اداری داره واســــــه خودش ســاعت کاری داره سیـستِم اونجــــارو میگـــن عــالیــه کـــلِّ لـــــــوازمــــش دیجـیـتــا لـیــــه فــرشتــه ای هست کـه کارش اینه صُب تـــاشـب اونجـا بگیـــره بشینه کـارکـه نباشه حــوصله ش سرمیره میشـینه بـا کــــامـپیــوتــــر ور مـیره آموزش ایروبیک سریع و آسان

برچسب: نویسنده: yaser تاريخ: چهارشنبه 22 آذر 1391 ساعت: 12

مد شده اینجا و آنجا ناس می باید گذاشت زیر لب - پایین و بالا- ناس می باید گذاشت پول باشد توی جیبت یا نباشد مشکلی نیست توی جیبت بی محابا ناس می باید گذاشت احترام پیر و عاقل کار از مد رفته ایست روبه روی چشم بابا ناس می باید گذاشت آنقدر بین جماعت ناس خواری مد شده تا نباشی خوار و رسوا ناس می باید گذاشت ناس، بعدش یک پرانتز باز(یعنی عشق یعنی حال بعد دیگر هیچ ، کاما، ناس می باید گذاشت ناس را با شیوه ای حسّاس می باید گذاشت شاعرانه با کمی احساس می باید گذاشت شمع جادویی اصل 10 عدد شمع فوتی

برچسب: نویسنده: yaser تاريخ: چهارشنبه 22 آذر 1391 ساعت: 12

خالی از عشق است اینک توبره و خورجین مننیست فردی تا که باشد رخنه گر در دین من*چون مسلمانم ولی زن نیست در کاشانه امپس یقینا" نیست کامل مسلک و آیین منهر کسی مانند مجنون دلبری دارد، چراهیچ کس حاضر نخواهد شد شود شیرین من؟گر که شیرینی نمی خواهد شود لیلای منکاش می شد یک ژیانی اندکی ماشین

برچسب: نویسنده: yaser تاريخ: پنجشنبه 16 آذر 1391 ساعت: 22

سوژه ی امروز من شعری برای کارگر از دو دست پینه بسته گریه های کارگر آنکه با بیل و کلنگ و تیشه بازی می کند تیشه ای که می خورد بر دست و پای کارگر از عذاب کار می ریزد عرق آنطور که ذره ای باقی نماند هیچ نای کارگر آی پیمانکار! کمتر خرده بر کارش بگیر می رسد یکروز بر دادش خدای کارگر تا نگشته خشک از پیشانی اش اشک عرق بر سر موعد بده آن پولهای کارگر گر کند نفرین تورا با آن دل بشکسته اش نفله می گرداندت ذکر دعای کارگر کارگر از رنج و زحمت روز و شب باشد مریض ماژیک شوکر اصل جدیدترین وسیله شوخی

برچسب: نویسنده: yaser تاريخ: جمعه 17 آذر 1391 ساعت: 22

گپونت تازه تر ای نور پگاهن به خداچشمونت. تو دل شو منگل ماهن به خداتوی دنیا که کسیه ناخونه پند دل کسگپون ذیل تو سرمایه ی راهن به خداتو دلت پاک تر ای شمش طلاین. دگرونهمه دیراشتو صد کار گناهن به خداآسمون دل تو مملو نور سحرنآسمون دل مو . مود سیاهن به خداتکیه ور دستون تو تکیه و کوه و کمرنبی تو پشت همه کس. تکیه و کاهن به خدا

برچسب: نویسنده: yaser تاريخ: پنجشنبه 16 آذر 1391 ساعت: 22

پسر:نَنَه ، وی باوا بگو یارانه ی مو بدهَه ای خودوم .بیچه حَک مو نادهَ ؟مادر:نَنَه نَدرت باهوم، باوت پَ پول لوباس و نونت ای گُجا بدَهَ ؟ تازه تو تلمیزون اگوهتی پول آب و بَرک آزاد حساب ابو .مِث پیشتر نِهِه که نِصمی دولت اَدادی.پسر:مو سَروم نابو، نون و لوباس وظیفشنه. یه پول حَک مونه باید بدَهَ ای خودوم.اصلا واشی بگو سهمیه مو بدَهَ مو نون و لباسوم ناوی.مادر:تو بیچه گَپ گوش ناکَنی چوکوم؟ خیلی خو حَلا پَسین که باوت یَه مو واشی اگوم.پسین،مادر:بامَرد، وی یه چوکت یَ چیزی بگو. دل مونی خون کرده .ای مونی کشته.! اگو سهم یارانم بدَ ای خودوم دگَه خرجیمَم ناوی.پدر:یِه گوهون ناخوره. ! بگو برَ سَکَت بَه.مَرَضی خولکت بکَهَه. 20سال نونوم دادهی تا ایتیم رسوندی.حَلا سَهمت اویتت.بگو بیا بگه (!!!) بَه بولفض اَبَندومی وَر هَمی کُنار سه شو سه روز، تا یه باد ای سَری خالی ببو. مِهنَت بی صاحاب.سَهمت اویتت.خون خروووووو.مادر:مو نادونوم تو خودت یه چیزی واشی بگو اکده سَر اَ دل مو نَکنه. ای صُب تا شو دل مونی سیاه کرده.پدر:حَلا گُجایه؟ بهلی تو بیه ادونوم چکاری کَنوم معلوم نهه جونَمَرگ بودَه ، الان کِل کُودوم چوکَلَکه وَر تو کُودوم گاش نشته ،خولک چِپِرون چه کار اکنه. کار قِسمی معلوم نِهه چیه.مادر:مو چَ دونوم خودت ادونی... شَری ای سر مو خلاص کن.شب،پدر:یارَه تو چتنه؟ چت اَوی؟ درد مَرگت چیه؟ یارانه خو کَدَر هَمی پُر کردن لوتون هم نابو... سهم سهم اکَنی .تو سَهمی داری سَگِ در جَهَندَم..!پسر:هونی پَ چه. سَهم نداروم؟ چوریون هم کَد مو هَمَشون ماشین سوارن جوبونشون هم رِک ای پولِن . ولی مو یَ خَر لَنگی هم نداروم ! تو هَمی پول خودوم بدَهی ای توم دگَه چیزی ناوی.پدر:برَه گُم بَ... ای خودت وی چوریون مَردُم یکی کَنی ؟ آوون مٍث تویِن؟ اگَ گوچِگ مِث تویه نَبودن مَرگی ببو بَلکوم. بِرَ دور بَ ای جلو چٍشوم کَدَر هَما چوک دُرگوش هم نبودی.کَد لِنگون تو هم نابو. تَلا برَ سی کَن چَهکَنه؟.پسر:خیلی خو اَرَم گُم اَباهوم. اَگه نَرَم ای خو نَکوشوم . اَرَم سَم اَخوروم ای دَس شما راحت باهوم حَلا سی کن.پدر:آ...پِرت. تو عُرضه ی هَمی کارَم نَداری برَسَکَت بُبَه بهترِه بی عار چِش سَفید.

برچسب: نویسنده: yaser تاريخ: پنجشنبه 16 آذر 1391 ساعت: 10

۱-کچل ها زودتر از همه متوجه شروع بارش باران میشوند۲-کچل ها میتوانند با خیال راحت شیشه اتومبیل را پایین بکشند و از جریان هوا لذت ببرند۳-انها به راحتی میتوانند برای رفتن به مهم ترین مهمانی ها هم از موتورسیکلت استفاده کنند۴-مودارها اگر عرق بکنند باید بروند حمام و کلی موهایشان را با شامپو چنگ بزنند تا چربی و عرق از پوست سرشان پاک شود ولی کچل ها بایک دستمال کاغذی مشکل را حل میکنند۵-کچل ها غصه هایشان کمتر است و مثل بقیه هرروز نگرانی ریزش موهایشان را ندارند۶-و بالاخره اینکه کچل ها استرس هایشان ذخیره نمیشود

برچسب: نویسنده: yaser تاريخ: پنجشنبه 16 آذر 1391 ساعت: 0

پدر داشت روزنامه می خواند پسر که حوصله اش سر رفته بود پیش پدرش رفت وگفت : پدر بیا بازی کنیمپدر که بی حوصله بود چند تکه از روزنامه که عکس نقشه دنیا بود تکه تکه کرد و به پسرش داد و گفت برو درستش کن . پسر هم رفت و بعد از مدتی عکس را به پدرش داد.پدر دید پسرش نقشه جهان رو کاملاً درست جمع کرده از او پرسید که نقشه جهان رو از کجا یاد گرفتی؟پسر گفت : من عکس اون آدم پشت صفحه رو درست کردم . وقتی آدمها درست بشن دنیا هم درست میشه ...

برچسب: نویسنده: yaser تاريخ: پنجشنبه 16 آذر 1391 ساعت: 0

از کسانی که از من متنفرند سپاس.انها مرا قویتر می کنند.از کسانی که مرا دوست دارند ممنونم انانقلب مرا بزرگتر می کنند.از کسانی کهمرا ترک می کنندمتشکرم انان به من می اموزند که هیچ چیز تاابد ماندنی نیست.از کسانی که با منمی مانندسپاسگزارم انان به من معنای دوست واقعی رانشانمی دهند.کوروش کبیرخدایا انگونه زنده ام بدار که نشکند دلی از بودنم و انگونه بمیرانم که به وجد نیاید کسی از نبودنم......کوروش کبی

برچسب: نویسنده: yaser تاريخ: پنجشنبه 16 آذر 1391 ساعت: 0

باز باران با ترانه می خورد بر بام خانه.../خانه ام کو؟خانه ات کو؟...ان دل دیوانه ات کو؟/روزهای کودکی کو؟فصل خوب سادگی کو؟/یادت اید روز باران گردش یک روز دیرین؟/پس چه شد دیگر کجا رفت؟ خاطراتخوب ورنگین /در پس ان کوی بن بست در دل تو ارزو هست؟/کودک خوشحال دیروز؟غرق در غم هایامروز یاد باران رفته از یادارزوها رفتهبر باد......

برچسب: نویسنده: yaser تاريخ: پنجشنبه 16 آذر 1391 ساعت: 0

= هيچبه كسي كه هيچ مال و منالي ندارد مي گويند׃آفوكم ندارهآدرشكوâderešku1- احساس لرز در موقع سرما يا تب 2-احساس لرزش بدن در موقع تنفر و انرجار ( چندش)آدرشكومون شد = سردم شد . لرزيدمآدريمونâderymonلُخت ، عريان . بي پول بيسرمايه ، گدا و حقير ، سرگردان. بي كس و كارآدورâdurخار ، بوته هاي كوتاه و نوك تيزيكه در فصل بهار گلهاي ريز و قشنگي دارند و در اطراف كرمان زياد مي روييده و هيچ چيز مانع رشد تكثيرشان نمي شود و حتي از زير آسفالت و سيمان هم جوانه مي زدند. آدوري باغين خيلي مشهور بوده است و كشاورزان باغين بعد از رشد كامل بوته آن را از روي خاك مي بريدند و تخم هندوانه ي خيسي را در ميان ساقه مي گذاشتند . اين دانه با گرفتن آب از ساقهي آدور رشد كرده و مي گويند هندوانه شيرين و آبداري هم از آن به عمل مي آمده است( باغين يكي از روستاهاي نزديك كرمان – 25 كيلومتري جاده سيرجان كرمان )آ تيرتâtirtآي زكي . لفظي كه دلالت بر تحقير. مسخره كردن مي نمايد . آ تيركâtirkياotirtهم مي گويندآراگيراârâgerâآرايش كامل ، كه در قديم لوازم آن هفت قلم بودهو عبارتند از 1 – سرخاب 2- سفيداب 3- رنگ ( وسمه ) 4- سورمه 5- حنا 6- روناس7 – ختاتآبداغوâbdâquغذاي فقيران بوده است . پيازي را در كمي روغن تف مي داده و زرد چوبه و فلفل و نمك مي ريختند ( اگرداشتند مقداري هم سيب زميني در ان خورد كرده ) و پس از جوشيدن نان در آن تريد كرده و مي خوردند. به آن آبپيتوâbpituهم مي گفتند. كسانيكه اين همه را نداشتند ، فلفل زيادي در روغن سرخ مي كردند و پعد آب مي ريختند و نمك و پس از جوشاندن با نان مي خوردند كه به اين آب فلفلوâbfelfeloمي گفتند.آب گرَموâb garmuهمان اشكنهي تهراني هاكه وقتي خيلي چرب و پر روغن باشد به آن آبگرمو ميرزايي مي گويند .آب گوشت مُتنجنهâb gušte motanjeneآبگوشتي كه علاوه بر نخود و سيبزميني و لوبيا ، مقداري برگهي هلو ، برگهي زردآلو ، آلو ، كمي خرما خشك (خرما خصب ) ، مغز گردو ، ترخون ، گوجهي خشك و شنبليله و مقداري روغن و ادويهي معطر به آن اضافه مي نمايند .به آن آبگوشتامام حسيني هم مي گويند .

برچسب: نویسنده: yaser تاريخ: 12 آذر 1391 ساعت: 0

آدم كم گو ؛ كونِِ آدم ’پر گو رِ پاره مي كنهDem kamgo kon âdem porgo repâreh likonehâآدميزاد شير خوم خوردهDmizâd shirk hum khordehâآدور كه از زمين بيرون مياد سرش تيزهDor keh az zemin biron miâd sersh tizehâآدور = خاراينجا به اين معناست كه هر كسي ذاتي دارد و دست خودش نيست . بيشتر براي توجيح بهكار ميرودازفرنگی مابی ، فقط واسيدکی شاشيدنشه ياد گرفتهAz farangimâbifghat vâsideki shâshidenesheh yâd gereftehمي گويند غربي ها ايستاده ادرار مي كنند . اين ضرب المثل را وقتي به كار مي برند كهكسي اداي كاري را ناشيانه در مي اورد و ادعامي كند و ضرب المثل ديگر معادل همين داريم كه مي كويتد : از مهتري ، جو دُزدي اش را بلدهازقاطر پرسيدن : پدرت کيه ، گفت : مادرم ماديونهAz ghater porsidan : pedret kyeh ?goft : mâderm mâdyoneh !وقتي به كار مي برند كه كسي اصل نسب درستي ندارد و ادعاي اصل نسب داشتن را داردازقند وعسل شيرين تر ، ترياک مفتAz ghand u asal shirintar teryake moftازگا خودش شيره مي کشهAz ga khodesh shireh mi keshehبراي نشان دادن خست كسي به كار مي برندشيره = ماده اي كه از سوخته ي ترياك به دست مي ايد و نشئگي زيادتري داردازنو کيسه قرض مکن- وختی که کردی خرجمکنAz no kiseh gharz makon,akhti kerdi kharj makonنوكيسه = تازه به دوران رسيدهازيه سوزن قد کوتا بعضی وختا کارايی به عمل ميا ،که اَز يه نيزه بُلَن وَر نمياAz yeh sozen ghad kotâh bazi vkhtâ kârâi be amal myâ keh azyeh nayzyh bolan var nemyâازکار کرم خيزد وديزی پر گوشت –اَ ز بی کاری ورم خيزد وسيلی بن گوشAz kâr keram khizad va dizi por goosht – az bi kâri varem khizadva sili boneh goshاز بس پس پسکی رفت از اون ور بون افتادAz bas paspaseki raft az oon varboon oftdاز تفنگ خالي دو نفر مي ترسنAz tofang khâli do nafar mitarsan

برچسب: نویسنده: yaser تاريخ: 13 آذر 1391 ساعت: 0

نظر مراجع درباره رمالی و جنگيري"نوشتن دعاهايي که از حضرات معصومين (عليهم السلام) رسيده و در کتب معتبر موجود است، اشکالي ندارد. ولي دعا نويسي حرفهاي، که شغل افراد سودجوست، صحيح نيست و غالب کتابهايي که به آن استناد ميکنند، اعتباري ندارد.در سالهاي اخير در كشورمان مراجعه به دعانويس، رمال، فال گير، جن گير و مواردي مانند آن و همچنين دريافت وجوه كلان در مقابلانجام اين اقدامات افزايش يافته است. از آنجا كه دعا امري مورد تاكيد اديان الهي به ويژه اسلام است، اين سوال مطرح ميشود كه آيا اموري همچون دعا نويسي نيز مورد تاييد اسلام هست؟ امور ديگري همچون رمالي، فال بيني و جن گيري و موارد مشابه كه به نوعي از امكان پيشگويي آينده يا تغيير آن خبر ميدهند چه جايگاهي در احكام شرعي دين مبين اسلام دارد؟ايسنا، پرسشهايي را در اين زمينه در قالب استفتاء از مراجع تقليد تنظيم كرده است كه به منظور سهولت دسترسي، پرسشها را از طريق پايگاه اطلاع رساني (وب سايت) دفاتر مراجع تقليد مطرح كرديم كه تاكنون آيات عظام مكارم شيرازي، صافي گلپايگاني، علوي گرگاني به اين استفتاء پاسخ دادهاند. همچنين به دليل وجود استفتاء مشابهي در پايگاه اطلاع رساني دفتر آيت الله العظمي سيستاني، در انتهاي اين گزارش، متن استفتاء مذكور درج شده است:متن پرسشها و پاسخ مراجع تقليد به اين شرح است:- آيا دعانويسي، فال گيري و جنگيري مورد تاييد اسلام است؟- گرفتن پول يا هديه در قبال نوشتن دعا چه حكمي دارد؟- نظر حضرتعالي درباره اقدام افرادي كه بدون داشتن اطلاعات كافي دينياز طريق نوشتن دعا امرار معاش و كلاهبرداري ميكنند، چيست؟- دادن پول به اين افراد چه حكمي دارد؟پاسخ آيتالله ناصر مكارم شيرازي:"نوشتن دعاهايي که از حضرات معصومين (عليهم السلام) رسيده و در کتب معتبر موجود است، اشکالي ندارد. ولي دعا نويسي حرفهاي، که شغل افراد سودجوست، صحيح نيست و غالب کتابهايي که به آن استناد ميکنند، اعتباري ندارد.اين امر اگر چه ممکن است ولي شرعا جايز نيست، و بسياري از مدّعيان آن افرادي دروغگو يا خطاکارند و فال گيري از خرافات است و گرفتن پول براي گرفتن فالجايز نيست."پاسخ آيت الله صافي گلپايگاني:" نوشتن دعاهايي كه با دليل معتبر از ائمه معصومين عليهم السلام نقل شده و اجرت گرفتن در مقابل آن، اشكال ندارد ولي مراجعه به فالگيرها يا دعانويساني كه به صورتهاي مختلفه از منابعي كه اعتبار شرعي ندارد نقل ميكنند يا مينويسند جايز نيست و پول گرفتن اينگونه اكل مال به باطل و حرام است. والله العالم"پاسخ آيت الله علوي گرگاني:«بسمه تعالي دعا نويسي از نظر شرعي اشکال ندارد ولي فال گيريو جن گيري مورد تائيد نيست وليدعانويسي که فعلا در مملکت ما رواج دارد و بيشتر افراد کلاهبردار بهاين امر مشغول هستند جايز نيست زيرا بسياري از آنها معلومات کافي در اين امر ندارند و گرفتن چنين پولهايي هم خالي از شبهه نيست و ما نبايد خودمان را در معرض سوء استفاده اينگونه افراد قرار دهيم"در بخش سوالها و جوابهاي پايگاه اطلاع رساني دفتر آيت الله سيستاني به اين سوال كه «آيا مراجعه به دعانويس اشکال دارد؟ نظر شما در مورد سحر و جادو چيست؟» پاسخ داده شده است:"مراجعه به دعانويس اشکال ندارد ولي سحر و جادو جايز نيست."همچنين در پاسخ به اين سوال كه «سحر و جادو چه حکمي دارد؟» عنوان شده است:«سحر و جادو از محرمات و معاصي کبيره است و جايزنيست.همچنين درباره اين سوال كه «کفو يا فال فنجان بين، پيشگوييهايي ميکند و ميگويد که براي شخص در حال و آينده چه پيش خواهد آمد؟ آيا چنين کاري جايز است به ويژه اگر صاحب فنجان به آنچه گفته ميشود ترتيب اثر بدهد؟» پاسخداده شده است: "چنان پيشگويهايي اعتبار ندارد و او هم نبايد به طور جزم و يقين، سخني بگويد هم چنانکه ديگران هم در مواردي که وجود حجّت شرعي و عقلي لازم است ، نبايد بر آن پيشگوييها، اثر بار کنند."سؤال ۲۲۰۰ :نوشتن دعا از روى كتاب چه حكمى دارد؟جواب: اگر كتاب معتبر باشد، مانعى ندارد.سؤال ۲۲۰۱ :آيا كار دعانويسها و فالگيرها منشأ اسلامى دارد؟جواب: در ثبوت خواص و آثار براى برخى ادعيه جاى ترديد نيست. ولى دعانويسى در اسلام شغل شناخته نمى شود.سؤال ۲۲۰۲ :نوشتن دعا براى كسانىكه احتياج به آن دارند، و معتقد به آنهستند. از مثل جامع الدعوات چه صورتى دارد؟جواب: دعاهاى وارده مانعى ندارد. ولى اعتبار كتاب نامبرده ثابت نشده است.سؤال ۲۲۰۳ :آيا اعتقاد به فال و دعا نويسى كه با گرفتن وجهى دعايى مى نويسد، كه به خيال خود مشكلگشا خواهد بود، جايز است و منشأ شرعى دارد؟جواب: فال مطلبى است خرافى. ولى دعا داراى اثر مى باشد، در صورتى كه از دعاهاى منقوله در روايات باشد، نه دعاهاى جعلى كه گروهى ازدعانويسان به آن مبتلا هستند.سؤال ۲۲۰۴ :اگر كسى در قبال نوشتن دعاهايى كه در بعضى كتب براى شفا و سردرد و غيره پول بگيرد، چه حكمى دارد؟جواب: گرفتن پول در مورد امر مذكورمانعى ندارد، ولى لازم است قبلا معين شود يا بيش از اجرت المثل نباشد.

برچسب: نویسنده: yaser تاريخ: چهارشنبه 15 آذر 1391 ساعت: 0

پانل SMS همراه با 1000 SMS رایگان اولیه و یک شماره اختصاص

ارائه کنترل پنل اختصاصی و کاملا فارسی

امکان اختصاص چندین شماره برای یک کاربر
عدم نیاز به سیم کارت ، مودم های GSM و هر گونه سخت افزار جانبی

امکان ارسال به موبایل های همراه اول ، ایرانسل و تالیا
امكان ارسال به شماره هاي فعال در سطح كشور به تفكيك دائمي و اعتباري
دسترسي به بانك اطلاعاتي و شماره هاي فعال سطح كشور بر اساس استان ، شهر و منطقه
امکان ارسال پیام بصورت انفرادی و گروهی
امكان ارسال از فايل هاي اكسل و Text
امكان ارسال پيامك مناسبت جهت تبريك تولد ، اتمام تاريخ بيمه و ...
امكان ارسال كارت ويزيت
امكان ارسال پيامك هوشمند
امكان ارسال پيامك فلش و باز شدن اتوماتيك آن در گوشي دريافت كننده
امكان ارسال بصورت متناظر
امكان ارسال بصورت زماندار
امكان ارسال به كد پستي
امكان ایجاد سامانه کد خوان ، کارت گارانتی ، کارت قرعه کشی و ...
امكان ايجاد نظرسنجي
امكان ارسال از موبايل
پاسخگویی خودکار و هوشمند به پیام های دریافتی
امكان انتقال پيام هاي دريافتي به موبايل مدير پنل
و .....

برای مشاهده توضیحات و تصاویر بیشتر این محصول اینجا را کلیک کنید ...

روش خرید: برای خرید پس از کلیک روی دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا محصول مورد نظر را درب منزل یا محل کار تحویل بگیرید، سپس وجه کالا و هزینه ارسال را به مامور پست بپردازید. جهت مشاهده فرم خرید، روی دکمه زیر کلیک کنید.

قیمت : 59000 تومان

برچسب: نویسنده: yaser تاريخ: دوشنبه 13 آذر 1391 ساعت: 18

ف – (( قصه پادشاه قلندر ))روزي بود روزگاري در يك دياري پادشاهي قصر زيبايي داشت . روزي قلندري ( درويشي ) نزد پادشاه مي آيد و از او خواست كه قصر و بارگاهش را در راه خدا بدهد . پادشاه هم دست زن و بچه اش كه هردو پسر بودند را گرفت و در بيابان منزل گزيد . شب كارواني كه در نزديكي آنها منزل كرده بود ، سر كاروان آنها يكي را نزد پادشاه فرستاد كه زنت را بما بده بعنوان دايه كه زني از ما وضع حمل مي كند ( بچه مي زايد ) پادشاه زنش را به آنها داد ، آنها زنش را با خودشان بردند و شاه گفت اين را دادم در راه خدا – پادشاه دست دو پسرش را گرفت و رفت و رفت در راه به رودخانه پر آبي رسيدند . يكي را گذاشت و دست ديگري را گرفت كه از رودخانه عبور كند . و آن پسرش را هم رودخانه برد – پادشاه گفت اين را هم دادم در دراه خدا و در پايين ، باغباني بچه را مي گيرد ،رفت كه آن يكي را بياورد آن را هم گرگ برده بود و در راه چوپاني پسر را از چنگال گرگ ميگيرد و پادشاه گفت اين را هم دادم در راه خدا . خلاصه شاه هر دو پسرش را نيز از دست مي دهد .پادشاه رفت و رفت به شهري رسيد وآن شهر هم پادشاهش فوت كرده بود و عيال پادشاه مرحوم هم در آنجا بودند آنان مجلس گرفته بودند كه پادشاه تعيين كنند در همين موقع شاه رسيد و در گوشه اي از مجلس نشست . آنان براي تعيين شاه مرغ دولت را پرواز دادند ( مرغي كه روي سر هر كس بنشيند همان شاه است) . آنها هر بار كه مرغ دولت را پرواز مي دادند روي سر همين شاه يا مرد غريب مي نشست ، همه اعتراض كردند كه چرا اين مرغ روي سر اين غريب مي نشيند و روي سر ما نمينشيند ، آنها مدتي مرغ را در خانه زنداني كردند و بعد مرغ را آزاد كردند دوباره روي سر شاه نشست .آنها شاه را در خانه زنداني كردند مرغروي خانه نشست – به مجلس گفتند شاه همين است و اين جانشين است و شاه نيز حكومت را بدست گرفت و زنشاه فوت شده را گرفت و دستور دادكه سربازان همه جمع شوند و نگهباني مي خواهد . سربازان آمدند و خدمت مي كردند در همين موقع همان كاروان كه زن شاه غريب را برده بودند و چون اين كاروان كه رابطه تجاري و دوستانه با شاه فوت شده اين شهر داشتند در نزديكي شهر بار انداخته بودند و طبق معمول نزد شاه آمده و از شاه درخواست دو نفر سرباز بعنوان نگهباني اسباب و اثاث هايشان كردند ، شاه نيز دو نفر را براي نگهباني فرستاد از قضا كه هر دو برادر بودند و همديگر را نمي شناختند .يكي از آن به دومي گفت : بيا بنشينيم و سرگذشتمان را براي هم تعريف كنيم . خلاصه بعد از تعريف سرگذشت هم – يكي از آنها گفت : من مادري داشتم كه كاروان آن را باخودش برد – آن يكي هم گفت من مادري داشتم و كاروان با خودش برد ، آن يكي هم گفت من برادري داشتم كه گرگ آن را با خودش برد ودر راه چوپاني نجاتش داد – خلاصه همديگر را شناختند و در همين لحظه مادر نيز از داخل صندوق صدا مي زند مادرتان هم اينجاست و مرا نجات بدهيد . آنها مادرشان را نيز نجات مي دهند . رئيس كاروان به شاه شكايت مي كند كه سربازان اموال و وسايل ما را دزديده اند و شاه نيز سربازان را محاكمه مي كند ، سربازان ماجرا را تعريف مي كنند و شاه نيز با خبر مي شود و دستور داد كه كاروان را با سر دسته آنها نابود كنند و خلاصه شاه نيز در مقابلثوابش به بارگاهش و زن و فرزندانش رسيد . و قصه ما تمام شد .

برچسب: نویسنده: yaser تاريخ: دوشنبه 13 آذر 1391 ساعت: 0

صفحه بندی